نوزادی که نمی آید

درونم آبستن حرف است

هی ، می خواهم شعر بزایم

نمی شود اما !

نه ماه سکوت

فریادیست از سر بی حرفی

درونم آبستن فریاد است

هی ، میخواهم حرف بزایم

نمی شود اما !

 

/ 5 نظر / 20 بازدید
دریاباری

یاردریابار ... و نمشود اما! قربانت

شهرزاد اکبر

زیبا بود... من هم گاهی همین حس را دارم که کلمات در گلویم بند مانده اند..

mehrgan

ke intawr pas ! maa az marg khod khbar dashtim az inke dost maa sher ham misrayad ne ! sabz wa ingona bmanid[گل]

کاکه تیغون

بیرونم پر از سنگ و سنگریزه است هی می خواهم به شیشۀ وبلاگت بزنم نمی شود اما! پرحرفی نعمتیست خدایی می خواهم دیگر پشتش نگردم نمی شود اما!

دیوانه

سلام گرامی جانا سخن از زبان ما می گویی موفق باشید[گل]